انواع رمان

ارائه ی تقسیم بندی از انواع رمان از جهت ساخت و موضوع


 داستان یا نوول اثری است روایی به صورت نثر که مبتنی بر جعل یا تخیل باشد. نوول اصطلاحی انگلیسی است و در اصل این کلمه از واژه ی ایتالیایی نوولا گرفته شده است.


رمان

داستان یا نوول اثری است روایی به صورت نثر که مبتنی بر جعل یا تخیل باشد. نوول اصطلاحی انگلیسی است و در اصل این کلمه از واژه ی ایتالیایی نوولا گرفته شده است. این واژه ی ایتالیایی به معنای "مطلب کوچک تازه" است. این نوع قصه ی کوتاه منثور در قرن چهاردهم در ایتالیا مرسوم بوده و نمونه ی بارز آن قصه های دکامرون اثر بوکاچیو است.  

از طرفی دیگر نوول امروزی تا حدودی برگرفته از "روایت پیکارسک" است که در قرن شانزدهم در میان نویسندگان اسپانیایی رواج داشت. "روایت پیکارسک" به معنای روایت دغلبازی و کلک زنی ست. معروفترین نمونه ی این سبک، دن کیشوت سروانتس است که در آن توهم و واقعیت به نحو استادانه ای در کنار یکدیگر قرار می گیرند. خیالبافی قوت و غذای روزانه ی دن کیشوت یا همان شخصیت اصلی داستان است. دن کیشوت ناتوان از درک واقعیت به تخیلات بی پایه و اساس خود پناه می برد و گویا در میان دنیای مجازی افکار خود در جستجوی آرزوهای دست نایافتنی خودش است. دن کیشوت در ضدیت لجوجانه ی خود با واقعیت به جایی می رسد که نه تنها تجربه های روزمره ی زندگی او را بیدار نمی کنند بلکه او را مغرور تر و سردرگم تر از قبل به سوی سراشیبی دردناک حقیقت سوق می دهند. این داستان را بیشتر منتقدان یکی از مهم ترین الگوهای قدیم نوول امروزی می دانند.

ادامه نوشته

منوچهری دامغانی شادترین شاعر در زندگی  

منوچهری دامغانی شاعرقرن پنجم،  در عصر غزنویان  و سلطان محمود  می زیسته ،  سبک شعرش، سبک خراسانی  یا ترکستانی است، شاعران سبک خراسانی  بسیار مشهور هستند از جمله: استاد فردوسی ، رودکی ، انوری ، فرخی، کسایی ، او درقصیده ومسمط صاحب نظر است.


شادترین شاعر در زندگی

در شعرشاعران پارسی گو   اشعار فراوان از شاعران در قرون مختلف  وجود دارد، که در قالب های مختلف شعری  همانند: مثنوی ، غزل ،قصیده ،دوبیتی ، رباعی ،قطعه ،مسمطو موارد دیگر سروده شده ودر سبک هایی  همانند: خراسانی ،عراقی ،هندی، بازگشت ،معاصر و نیز به شیوه سنتی عروضی  وشیوه نو و سپید توسط شاعران بیان شده است .

شاعران هرکدام با توجه به روحیات و خلقیات  مختلفی که دارند، در شهرهای مختلف و در قرون متفاوت اشعاری بس شیوا و نغز داشتند، اما به راستی شور و شوق زندگی در شعر کدام شاعر پارسی گو ست ؟ قطعا همه شاعران شعرهای بس زیبا در جشن ها واعیاد و شادی و سرورها سرودند ، و به مناسبت های مختلف در بیان اعیادی مانند جشن نوروز، جشن مهرگان که همان جشن برداشت محصول، جشن سده  طلایه دار نوروز ، عید فطر ، عید قربان ،عید غدیر، سرودند  و یا در ستایش گل و گلستان و بستان اشعاری زبیا سرودند و یا در مصایب و سوگواری ها نیز بدین مناسبت های مذهبی نیز  اشعار فراوانی  در سوگواری ونوحه سرایی در دفتر شعرشان ثبت هست ، که  این امر کاملا طبیعی است ،چون شاعران از محیط اطراف خویش الهام می گیرند و با شور و شوق زندگی زیست می کنند .

ادامه نوشته

رهی معیری غزل سرای  بی نظیر در عصر معاصر


اشعار رهی از یک حال و هوای  شاعرانه خاصی برخوردار است، او به عنوان یکی از بزرگترین شاعران معاصر همواره  مطرح بوده ، و این خلاقیت سرایش شعر رهی می باشد.


رهی معیری

رهی معیری ، سه سال بعد از انقلاب مشروطیت در سال 1288 در شهر تهران، پا  به جهان هستی گذاشت ، نام اصلی، او محمد حسن بیوک معیری است، که تخلص شعریش (رهی )است، او قبل از تولد،  پدرش وفات یافته بود ،بعداز پایان تحصیلات متوسطه وارد خدمات دولتی گشته، و سالها در کنار اشتغال به شعر وشاعری پرداخته ، در همین ایام با انجمن شعر و نشریات مختلف در خصوص ادبیات همکاری نموده،  وپس از  پایان خدمات دولتی که در  یکی  از وزارتخانه های آن زمان بود ،در  کتابخانه سلطنتی مشغول بکار شد ، و به کشور های مختلف جهان،  از جمله :  افعانستان ،ایتالیا، فرانسه ،انگلستان، ترکیه،  سفر نمود، و در برنامه گلهای  رادیو  در خصوص انتخاب وتدوین شعر همکاری  خوبی انجام داد.

ادامه نوشته

آخرین جرعه این جام فریدون مشیری

 
همه می پرسند:

چیست در زمزمه مبهم آب؟

چیست در همهمه دلكش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند

كه ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش كبوتر ها؟

چیست در كوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده جام؟

كه تو چندین ساعت

مات و مبهوت به آن می نگری!؟

نه به ابر نه به آب نه به برگ

نه به این آبی آرام بلند

ادامه نوشته

نگاهی به داستان مروارید ( 1947 ) اثر جان اشتاین بک

مروارید شوم

"کسی که به کاری بیاید ، نباید فرصت زیستن یا مردن را به حساب آورد. باید تنها آن را به حساب آورد که آن چه انجام می دهد ،درست است یا نادرست ." جان اشتاین بک(نویسنده امریکایی قرن بیستم ) 

کینو و همسرش خوآنا و نوزادشان در کلبه ای کنار ساحل دریا زندگی می کردند .آن ها فقیر و به موسیقی علاقه مند بودند و از صدای امواج دریا لذّت می بردند .

روزی عقرب فرزندشان را گزید . همه گفتند که کودک خواهد مرد چون آن ها پولی برای مداوای کودک نداشتند و از سویی پزشک شهر را بی سواد می دانستند .پزشک هم پیش از این که بچّه را ببیند از کینو پرسید که پول دارد یا نه؟ کینو خشمگینانه به در کوبید . مردم پراکنده شدند و آن خانواده با اندوه نداری خود ، تنها ماند .

تنها ثروت آنها قایق صید مروارید بود که به او به ارث رسیده بود . کینو و خوآنا با بچّه ی عقرب گزیده سوار قایق شدند . خوآنا امیدوار بود که شوهرش مرواریدی پیدا کند تا شاید از این همه بدبختی رهایی یابند .

ادامه نوشته

نگاهی به "بابا گوریو" ( 1835 )اثر اونوره دو بالزاک

دنیا، لجن زار است!

"احسان و نیکوکاری ، احساسی ملکوتی است که درست به اندازه ی عشقی حقیقی درک ناشدنی و نادر است .

 اونوره دو بالزاک( نویسنده فرانسوی قرن نوزدهم )

فرانسه ؛سال1819 ؛زمان فرمان روایی لویی هجدهم .در دوره ی مشخّصی از تاریخ اجتماعی و سیاسی فرانسه به سر می بریم كه به "رستوراسیون "مشهور است .

 *********************************************

در پانسیون خانم " واكر " در "نو سنت ژنویه" افراد گوناگونی  زندگی می كنند.فقر زدگی و رازآلودگی در این پانسیون مشهود است. مرموزترین مهمان پانسیون ، مردی به نام گوریو است ؛ پیرمردی تنها كه مورد بی مهری دو دخترش "آنستازی " و " دلفین "قرار گرفته.گوریو مردی ثروتمند بود كه در دوران میان سالی در كار تجارت آرد به سرمایه ای هنگفت رسید. روزگار سیاهش از زمانی آغاز شد كه دو دخترش عروسی كردند. پیرمرد كه شیفته ی دخترانش بود همه ی دارایی اش را پدرانه به پای آن ها ریخت .در گزینش همسر ایشان دخالت نكرد اما جهیزیه ای رؤیایی و سنگین برای آن ها در نظر گرفت .این گونه بود كه به خاک سیاه فقر نشست وبه ناچار به پانسیون خانم واكر پناه بُرد .

ادامه نوشته

عشق به روایت قیصرامین پور

قیصر امین پور

دستور زبان عشق قیصر امین پور، روی پیراهنی افتاده که زیر پیراهن، یک صفحه دفتر مشق است با همان خطوط آشنا اما این کتاب، مشق عشق برای قیصر نیست. رنگ قرمز پس زمینه عنوان کتاب، مخاطب را به دنیای قدیمی امین پور می برد، دنیایی که پس از لبخندها و شادی های او یا غم ها و دلگیری ها پیش می آید. پشت جلو نیز، همین گونه رقم می خورد پیراهنی باز وشعری برای انتظار...

قیصر امین پور را از پیش ترها می شناسیم، با دغدغه هایش و فضایی که به لحاظ زبانی و مفهومی در اشعارش ایجاد کرده است، آشناییم.

اگر به قبل تر بازگردیم و نگاهی به دهه 60 بیندازیم او یکی از شاعرانی بود که توانست قطار شعر را از ایستگاه های غمگین برهاند و آواز دوباره ای درگوش ریل ها و ایستگاه ها بخواند. آوازی از جنس تغزل و تعهد. بیراه نیست اگر او و دوست همراهش مرحوم سیدحسن حسینی را در راه بالندگی شعر دهه 60 بسیار تأثیرگذار بدانیم، چرا که شعر در این دهه دارای فضایی ناهمگون بود. کشور در شرایط جنگ به سر می برد و ادبیات خواه ناخواه، باید مردم را به جهانی دعوت می کرد که از پس آن مال و جان و ناموس و موطن آنها در امان بماند و امین پور، البته چنان کرد که شایسته شعر و ادبیات درا یران آن دوره بود. امروز ما به دستور زبان عشق رسیده ایم.

ادامه نوشته

راز و رمزهای نویسندگی همینگوی

 همینگوی

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نویسنده کتاب‌های «وداع با اسلحه» و «پیرمرد و دریا» اعتقاد دارد هر زمان مردم انسان را تنها بگذارند و مزاحمش نشوند، می‌توان نوشت، اما بهترین نوشته‌ها زمانی نوشته می‌شوند که نویسنده عاشق باشد.
 
****************************************

ارنست همینگوی در 21ژوئیه 1898در اوک پارک (Oak Park) ایالت ایلینویز متولّد شد. پدرش «کلارنس» یک پزشک و مادرش «گریس» معلّم پیانو و آواز بود. پس از اتمام دوره دبیرستان، در سال 1917برای مدّتی در کانزاس‌سیتی به عنوان گزارشگر گاهنامه استار مشغول به کار شد. در جنگ جهانی اول او داوطلب خدمت در ارتش شد امّا ضعف بینایی او را از این کار بازداشت در عوض به عنوان راننده آمبولانس صلیب سرخ در نزدیکی جبهه ایتالیا به خدمت گرفته شد. در 8ژوئیه 1918مجروح و برای ماه‌ها در بیمارستان بستری شد. سبک ویژه همینگوی در نوشتن، او را نویسنده‌ای بی‌همتا و بسیار تأثیرگذار کرده بود. در سال 1925نخستین رشته داستان‌های کوتاهش، «در زمانه ما»، منتشر شد که به خوبی گویای سبک خاصّ نویسندگی او بود. ازکتاب هایش می‌توان به «مردان بدون زنان، وداع با اسلحه، تپه‌های سبز آفریقا، زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند و پیرمرد و دریا» اشاره کرد.

 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ادامه نوشته

ابوعلی سینا

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا و پور سینا (زادهٔ ۳۵۹ خورشیدی در بخارا -درگذشتهٔ ۲ تیر ۴۱۶ در همدان، ۳۷۰-۴۲۸ قمری، ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی[۱]) [۲][۳][۴]، از مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایرانی[۵] جهان اسلام بود.[۶] وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است. کتاب معروف او «قانون» است.

ادامه نوشته

دکتر شریعتی

İmage

او می گوید:
« این یک افتخار بزرگی است که هنوز علی رغم همه علل و عوامل سیاسی و استعماری و ارتجاعی و مادی که مانع رشد و پیشرفت شخصیتها و نبوغ ها در جامعه اسلامی هست، اسلام چون گذشته، قدرت سازندگی انسان و پرورش دهندگی نبوغ را در خود حفظ کرده.»

ادامه نوشته