شیعه جعفری کیست؟

امام صادق

گذشت زمان و فاصله افتادن بین شیعیان و زمان حضور معصومان از یک سو، تهاجم فرهنگهای مختلف به جامعه تشیّع از سوی دیگر، و راه یافتن برخی انحرافات و بدعتها از سوی سوم باعث شده است که در رفتار و فرهنگ شیعیان تغییرات و تحولاتی ایجاد شود. تا آنجا که عده ای نام شیعه داشتن و صرف اظهار محبّت اهل بیت علیهم السلام را باعث نجات خویش می دانند، هر چند گناهان زیادی مرتکب شده باشند؛

غافل از اینکه حضرت صادق علیه السلام در مورد صفات شیعه فرمود:

«از شیعیان ما نیست کسی که به زبان ]شیعه بودن را] اظهار کند و در رفتار مخالف ما و رفتار ما باشد. شیعه کسی است که با زبان و قلبش موافق ما باشد و از آثار ما پیروی نماید و طبق رفتار ما رفتار کند. آنها شیعیان ما هستند».(1)

لذا ضرورت دارد که اوصاف شیعیان حقیقی و راستین را در گفتار امام ناطق، حضرت صادق علیه السلام ـ که بر اصلاح و سازندگی شیعیان ـ سخت حساسیت و تأکید داشته است، بازخوانی کنیم تا بتوانیم خود و جامعه امروزی را با آن اوصاف مقایسه نموده و محک زنیم.

                                                                        

ادامه نوشته

دلیل شیعه برای صلوات بر آل محمد صلی الله علیه و آله

صلوات

برخی علمای اهل سنت، صلوات را مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله و حداکثر در حق انبیای الهی روا دانسته و از نوع صلواتی که در بین شیعیان رایج است اظهار شگفتی می کنند؛ آنگاه با کنایه و یا صریح، کار آنها را مردود شمرده و از آن نهی می کنند.


فخر رازی می نویسد: علمای ما (اهل سنت)، ذکر «صلوات اللّه علیه» و «علیه الصلاة و السلام» را جز در حق رسول خدا جایز ندانسته و از آن منع می کنند در حالی که شیعه آن را برای علی و اولاد علی هم به کار می‌برد.

قاضی عیاض می نویسد: سلام و صلوات مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سایر انبیاء است و کس دیگری در این امر با آنها شریک نیست؛ چنانچه خداوند متعال دستور داده است: «صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً». در مورد دیگران باید غفران و رضای الهی را برایشان طلب کرد همانگونه که خداوند متعال فرمود: «یقولون ربّنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان» و نیز: «والذین اتّبعوهم بإحسان رضی اللَّه عنهم».

او ادامه می دهد: اما این نوع صلوات که غیر پیامبر(منظورش آله و یا آل محمد) صلی الله علیه و آله را هم اضافه می کنند ساخته و پرداخته شیعه است که باید با آن مخالفت کرد.

                                                                                            

ادامه نوشته

طلوع خورشید مکه

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد     دل رمیده ما را انیس و مونس شد
 
طلوع خورشید مکه

 

به مناسبت فرا رسیدن ایام فرخنده میلاد خاتم پیامبران الهی، حضرت محمد (ص) 

آمنه دلتنگ بود

زمان به دنیا آمدن فرزندش فرا رسیده بود حال آنکه همسرش را مدت ها قبل از دست داده بود

تنهایی ،درد او را دو چندان می نمود

از این رو به مناجات با پروردگار خود پرداخت چرا که او و خانواده او همگی یکتا پرست بودند

طلوع خورشید مکه

ناگهان سقف اتاق او شکافته شد و فرشتگان و بانوان بهشتی بر بالین آمنه حاضر شدند تا او را در به دنیا آوردن فرزندش یاری نمایند

 

حال ،آمنه دیگر تنها نبود

 

همان هنگام ندایی آسمانی میلاد فرزندش را مژده داد، فرزندی را که نامش را خداوند انتخاب نموده بود

 

آری و همان شب بود که سرزمین حجاز غرق در نور گشت

عرش و فرش و آنچه در آسمان‌ها و زمین بودند جملگی تسبیح می گفتند  

 

آری آمنه مادر خاتم انبیاء حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله بود

فرشتگان الهی میلادش را جشن گرفته بودند و از همه سو به دیدارش می تافتند و بال های خود را بر قدوم مبارکش گسترانیده بودند

ادامه نوشته

قطعه ای ادبی از مهاتما گاندی

قطعه ای ادبی از مهاتما گاندی

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان ‌صفت باشم/ من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم/ من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم/ چرا که من یک انسانم/ و این‌ها صفات انسانى است.

 و تو هم به یاد داشته باش:

من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى/ من را خودم از خودم ساخته‌ام/ تو را دیگرى باید برایت بسازد.

و تو هم به یاد داشته باش/ منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان/ و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى/ و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه/ ولی نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى!/ می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم/ می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم.

ادامه نوشته

هنگامه ی به ستوه آمدن

از خاکت برمی‌کشند و به افلاکت می‌برند تا در هوای ناز و نیاز به نمازی دیگر قامت ببندی و غنچه‌های تنگ دلت را در زلال روح بخندی تا آن‌سان که فرشتگان به سجده تو نشستند تو نیز خدای فرشتگان را به نماز برخیزی که نماز...


هنگامه ی به ستوه آمدن

هنگام که از صحبتِ چون خودی به ستوه می‌آیی

از تن‌ها می‌گریزی تا تنهایی پیشه کنی و چون خلوت خاموش خویش را هم تاب نیاوردی برمی‌خیزی

و پلکهای پنجره را باز می‌کنی کبوتر نگاهت را پَر می‌دهی و از قاب پنجره گل‌دسته‌های مسجد را می‌بینی که قامت بلند اذانند و خستگی‌ نگاهت رابر شانه‌ می‌نشانند.

از خاکت برمی‌کشند و به افلاکت می‌برند تا در هوای ناز و نیاز به نمازی دیگر قامت ببندی و غنچه‌های تنگ دلت را در زلال روح بخندی تا آن‌سان که فرشتگان به سجده تو نشستند تو نیز خدای فرشتگان را به نماز برخیزی که نماز؛

قیام درخت است، در برابر بهار

تکبیره‌الاحرام برگ است، در مقدم نسیم

رکوع بید است، در مقابل خورشید

سجده تاک است، بر چشمه‌ساری پاک

زمزمه متبرک عاشق است، در آستان معشوق

و گردش ستاره‌های نیاز است، در منظومه راز.

ادامه نوشته

شیخ‌بهایی،شیـخ‌الشـیوخ عصر صفوی

 
دوران با شکوه شاهان صفویه  از این جهت  است  که مذهب  رسمی کشور در آن روزگار  شیعه اثنی عشری شد، وعلمای دینی و روحانیت متفکر ،فرصت ومجالی یافتند ، تا اندیشه ها وتفکرات  اسلامی  را منشاءترقی ، عمران ، آبادی و عظمت کشور با  همیاری وهمکاری  وهمت  تمام اقشار جامعه ، بسیج  کنند  وشیخ بهایی ؛ یکی از پرچمداران اصلی واساسی  آن دوران طلایی است . 


شیخ‌بهایی،شیـخ‌الشـیوخ عصر صفوی

زیور و زینت  ، شوکت ، عظمت  واعتبار عصر صفوی مدیون علمای خردمند شیعه است  که  در جهت توسعه و گسترش و فرهنگ اسلامی قدرت  و اعتبار کشور و ملت قدم های بس شایانی برداشتند،   و یکی از فقهای  بزرگ شیعه  و از دانشمندان  و  از نوادر  روزگار، شیخ بهایی است ،  که منشاء  خدمات فراوانی  گردید . الحق او شهاب آسمانی نه تنها در عصر خویش بلکه  در جهان اسلام وتشیع  است .

اومتولد بعلبک در لبنان است، که در سن نوجوانی 10 تا 13 سالگی به همراه پدرش از زادگاهش به ناچار به جهت ناامنی آنجا  هجرت نمود ،  و در عصرصفویه  زمانی که شهر قزوین پایتخت دولت صفوی بوده ، در این شهر ساکن شدند، ودر انجا بود که زبان فارسی را نیز فراگرفت،  شیخ بهایی در عنفوان جوانی اکثر دانش ومعارف زمانه همانند : قرآن مجید ،حدیث ، فقه ،اصول ، فلسفه،منطق ، نجوم ،ریاضی ،هندسه ، طب،ادبیات عرب وادبیات فارسی خبره گشته ودر علوم انسانی ،علوم پایه وعلوم فنی ومهندسی  و علوم دینی از بزرگان سرآمد، عصر خویش شده ، او معاصر چهارتن از شاهان صفوی بوده ، در زمان به قدرت رسیدن شاه عباس بزرگ  و انتقال،مقر حکومت صفوی  از قزوین  به  اصفهان به عنوان یکی از عالی ترین علمای شیعه  به عنوان شیخ الااسلامی منصوب  شده ، و به جدیت تلاش نمود  تا حوزه علمیه در اصفهان با ظهور مردان بزرگی همانند:ملاصدرا ،مجلسی ،میرداماد،میر فندرسکی وصدها فقیه  جایگاه علمای شیعه تقویت شود و شهر اصفهان در جمیع علوم زمانه یکی از قوی ترین وبا شکوه ترین   پایتخت ها در روزگار خویش در جهان شود،  الحق شیخ بهایی به راستی لیله القدر اسلام در دولت  صفویه محسوب می شود.  

ادامه نوشته

دهخدا،  شناسنامه  زبان و ادبیات

علامه دهخدا ،یک متفکر ، نویسنده ، شاعر ، مترجم ، روزنامه نگار،طنز نویس ، پژوهشگر ،رجل  سیاسی ونماینده مجلس در عصرمشروطیت   ،بینانگذار لغت نامه پارسی با بیش از پنجاه جلد ، استاد دانشگاه ، رئیس دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان  ایران ، مسلط به زبان عربی و فرانسه وفرهنگ نویسی است.


دهخدا،  شناسنامه  زبان و ادبیات

زبان وادبیات پارسی  مدیون خدمات و زحمات ارزشمند،مردان و زنان بزرگی است ، که عمر شریف خویش را وقف  ادب پارسی نمودند و  نامشان همواره ماندگارگردید. علامه دهخدا،  نیز یکی از موثرترین اشخاصی که حضور فعال او و خلاقیت ابتکار و اراده ی خستگی ناپذیر او را در ردیف اسطوره  و اسوه های زبان و ادبیات پارسی قرار داد .

علامه دهخدا ،یک متفکر ، نویسنده ، شاعر ، مترجم ، روزنامه نگار،طنز نویس ، پژوهشگر ،رجل  سیاسی ونماینده مجلس در عصرمشروطیت   ،بینانگذار لغت نامه پارسی با بیش از پنجاه جلد ، استاد دانشگاه ، رئیس دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان  ایران ، مسلط به زبان عربی و فرانسه وفرهنگ نویسی است.

دهخدا متولد تهران بود،  و پس از تحصیلات  مقدماتی ،  زبان عربی را فراگرفت، با قرآن و مفاهیم آن آشنا شد ،  و به ادبیات پارسی علاقمند گشت  ، پس از اتمام  تحصیل در مدرسه عالی آن زمان در وزارت خارجه استخدام شده ، و عازم اروپا گردید و زبان فرانسه خود را تکمیل نمود. پس از بازگشت به ایران به عنوان نویسنده  در روزنامه جدید التاسیس صور اسرافیل همکاری نمود و مقالات فراوانی تحت عنوان چرند و پرند در قالب طنز نگارش نمود.

ادامه نوشته

علامه محمداقبال لاهوری

علامه اقبال لاهوری ، متفکر بزرگ اسلامی ، هدف از سرایش شعرش  عملا توسعه و  نشر حقایق فرهنگ اسلامی و بیداری ملت ها است  و اینکه انسانها می توانند در زمان حیات و ممات خود  منش خیر و برکات  برای جامعه باشند .


محمد  اقبال لاهوری

روز هجدهم آبان سالروز تولد علامه محمد  اقبال لاهوری،بنیانگذاری فکری ،اسلام شناس ،فیلسوف ،متفکرمشرق زمین ،شاعر،نویسنده وپژوهشگر  در شهر سیالکوت به سال  1256خورشیدی در پاکستان متولد شد.زبان مادری او،  اردو بوده،  که   زبان اردو ترکیبی: از زبان های سانسکریت ، پارسی  پنجابی ، هندی  می باشد.

علامه اقبال ،به جهت اینکه در پاکستان  متولد شده و  زبان دوم در انجا  پس از اردو زبان  انگیسی است تحصیلات دانشگاهی خودرا در کشورش آغاز نموده و سپس  برای ادامه تحصیلات تکمیلی عازم اروپا شده ،ودکترای خودرا در رشته  فلسفه در انگلستان به اتمام رساند، وموضوع پایان نامه خویش را سیر حکمت در ایران  دفاع نموده  است .

اقبال لاهوری ، مسلط  به چند زبان فارسی ،انگلیسی،آلمانی ،عربی و اردو بودهو او  ازتاثیرگذاران تفکر اسلامی  در شبه قاره هند می باشد ومعرفی این شخصیت اسلامی و آثارش  در کشور مان توسط استاد شهید مطهری و دکتر شریعتی صورت گرفته ، اساسا در طول عمر خویش هرگز موفق به سفر به ایران نشد،اما ازتعداد   دوازده هزاربیت شعری که از او به ارمغان باقی مانده ،بیش از نیمی از اشعارش به زبان پارسی سروده است واین امر بیانگر این است که او علاقه زیاد  به زبان  ادبیات پارسی داشته ، بخصوص  تحت تاثیر  ادبیات عرفانی  و ارادت خاصی نیز به  به  جناب مولانا  دارد و جناب مولانا  را مرشد خود می داند  .

گر تو می خواهی مسلمان  زیستن                     نیست ممکن جز به قرآن زیستن

ادامه نوشته

رمان تاجر ونیزی اثر ویلیام شکسپیر

خواستگار صندوق مسی

خواستگار صندوق مسی

زن سبک سر، شوهری سنگین دل می سازد .ویلیام شکسپیر   (نویسنده انگلیسی قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم)

 ونیز ایتالیا؛ بَسانیو(Bassanio)دل باخته ی "پُرشیا" (Portia)است .او مردی ونیزی ، نجیب زاده، جوان و سرشار از خصلت های نیکو است و "پرشیا" دختری زیبا و دل ربا و شاه زاده .پدر دختر ، تصویر او را در یکی از سه صندوق طلایی ، نقره ای و مسی پنهان کرده است.پرشیا خواستگاران بسیاری دارد.شرط ازدواج ، دست یافتن به عکس است .

شاه زاده ای مراکشی برای خواستگاری پرشیا قدم پیش می گذارد ؛ ولی طمع طلاجویی باعث می شود که صندوق طلایی را برگزیند که تصویر پرشیا در آن نیست ؛ از این رو از صف خواستگاران کنار می رود.بسانیو صندوق مسی را انتخاب می کند که عکس دختر در آن است و پرشیا از آن او می شود.

بسانیو برای عروسی با محبوبش از "آنتونیو "(Antonio)درخواست پول می کند.آنتونیو بازرگان و دوست وی است .کشتی های او در آب های اقیانوس در حال حرکتند؛ به همین دلیل نقداً پولی در دست ندارد پس برای کمک به دوستش از "شایلاک"(Shylock) ،یهودی زراندوزِ ثروت پرستِ رباخوار سه هزار دوکا قرض می گیرد .شایلاک شرط می گذارد که اگر پول سر ِ موعد بازپرداخت نشود ، یک پوند از گوشت نزدیک قلب او را ببُرد.آنتونیو می پذیرد .

ادامه نوشته

شاعره  دلسوخته عصر قاجار ، عالم تاج قائم مقام فراهانی

عالم تاج قائم مقام فراهانی

عالم تاج، قائم مقام فراهانی،متولد فراهان، از توابع اراک است ،که در عصر قاجاریه  در سال 1262 قبل از انقلاب مشروطیت پا به دیده هستی گذاشته، او از نبیره های جناب میرزاابوالقاسم قائم مقام فراهانی،صدر اعظم با سیاست و کاردان، مشهور قاجاریه در عصر فتحعلی شاه ومحمد شاه قاجار  است، شخص جناب  قائم مقام فراهانی،که از نوابغ و نوادر ادبیات و سیاست  در عصر قاجاریه است ، از پیشگامان   سبک ادبیات  اثر گذار در عصر خویش محسوب می شود ،که تسلط کامل بر ادبیات پارسی ،عرب ، حکمت ،فلسفه و علم سیاست  داشته ، خالی از لطف نیست ، که  ابیاتی  از خود جناب قائم مقام فراهانی نقل شود تا سپس در خصوص نواده ایشان به بحث پرداخته شود، جناب قائم مقام فراهانی  می فرماید:

روزگار است این که گه، عزت دهد،‌ گه خوار  دارد / چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها، بسیار دارد/ مهر اگر آرد، بسی بیجا و، بی‌هنگام آرد / قهر اگر آرد بسی نا ساز و، ناهنجار دارد 

ادامه نوشته